تبليغاتX
قصه - درد
داستان كوتاه/

در طي اين هفت ماه درد بي پايان، براي اولين بار به خواب عميقي فرو رفته بود و خواب مي ديد. فرشته اي آمد وگفت: تو را، بر دو بخش خواهم كرد. بخشي را، به يادگار بر زمين خواهم گذاشت، و بخشي را با خود خواهم برد. لبخندي بر لبش نشست. دردش تمام شد. رفت.

 

+ نوشته شده توسط امید شریف موسوی در پنجشنبه 7 خرداد1388 و ساعت 16:34 |