به همين سادگي! . چه كسي هست كه بتواند خبري درباره درگذشت يا ازدواج بازيگر نقش يانگوم را در نشريهاي ببيند و حتي با فرض اينكه حدس بزند نويسنده اين مطلب با انتخاب اين تيتر با او شوخي كرده ، قصد دارد براي خواندن ادامه مطلب فريبش دهد و ... اما از آن بگذرد؟! .
همين كه تا اينجاي نوشته را دنبال كردهايد به احتمال زياد يعني اينكه روش نگارنده براي جلب توجه شما براي رسيدن به هدفش از اينگونه آغاز كردن نوشتهي خود جواب داده است . ميتوانيد تعجب كنيد يا ناراحت شويد اما بهتان برنخورد . شايد نكته مورد نظر از اين شيوه جلب توجه، آنقدر مظلوم واقع شده كه به اين روش البته غير منصفانه و البته گاه مرسوم متوسل شدم . كلاهتان را قاضي كنيد و بگوييد اگر از همان ابتداي مطلب گفته ميشد كه قرار است درباره شعر و شاعري بنويسم و تيترم را هم از آن موضوع انتخاب ميكردم ، جايي كه الان هستيد، بوديد يا در نوشته و صفحات ديگر ؟! . سالروز درگذشت قيصر امين پور هم رسيد . ميدانيد كه بود؟ . ترانه زيباي نيلوفرانه كه عليرضا افتخاري عزيز خوانده را كه حتما شنيدهايد . ميدانيد ترانه سرايش كه بود؟!. حالا ديديد؟! . چرا امروز مردم سرزميني كه بخش عمدهاي از بزرگي و افتخار خود در دنيا را مديون شعرا و شعر و ادب خود است ، اينگونه با آن بيگانه است كه شعرا و ترانه سرايان خود را فقط بايد به واسطه شهرت و محبوبيت خوانندهاي كه آن را خوانده و يا از تيتراژ پاياني سريالهاي تلويزيوني بشناسد . ملتي كه مولانا و حافظ و سعدي و... را به خوبي به خاطر مياورد و ميشناسد، آيا هيچگاه به اين نكته فكر كرده است كه وضعيت امروز بناي استواري كه آن بزرگان در اين سرزمين برجاي نهادند اكنون در چه وضعيتي است . ميراث داران امروز شعر ما چه كساني هستند. اگر از شعراي معاصر از شما بپرسند ، آيا به جز نيما يوشيج و سهراب سپهري احتمالا پروين اعتصامي - كه باز هم بزرگاني متعلق به گذشته نزديك هستند - شاعر يا شاعرهاي را به خاطر مياوريد. آيا هيچگاه شده است كه شعري از آنان را خوانده و يا شنيده و به خاطر سپرده باشيد؟! . در وضعيتي كه اغلب اوقات خود را لبريز كردهايم از تماشاي سريالهاي تلويزيوني و شنيدن موسيقي از گوشي موبايل و در موارد بسيار خاص رفتن به تئاتر، كنسرت موسيقي، سينما و ... ، آيا ميدانيم كه اتفاقا تنها بخشي از حوزه فرهنگ كه همراه شدن با آن نياز به هيچ گونه ابزار و وسيلهاي ندارد، در هرمكان و وضعيتي قابل دسترسي است و حتي از بعد حفظ سلامتي جسمي و نه فقط روحي خود و فرزندانمان بدون هيچ گونه ناراحتي از عوارض ناگزير بينايي، شنيداري ناشي از استفاده از آن در گذر از سالها، ميتوانيم از آن نه تنها بياموزيم كه بسيار بيشتر لذت ببريم و كسب روحيه كنيم ، هماني است كه بيش از هر يك از هنرها از ماست و ما بيش از تمامي آنها با آن بيگانه؟! . درگذشت بزرگ شاعري چون قيصر امين پور اگرچه ضايعهاي بسيار دردناك براي شعر و فرهنگ ايران بود اما به طور حتم بركتي بسيار نيز از خود به جاي گذارد . چراكه شايد از معدود دفعاتي بود كه فرد درگذشته، چهرهاي سينمايي يا تلويزيوني نيست اما كنجكاوي افراد بيشتري درباره خود، كه خود او ، همانا شعر ماست را برانگيخت و سپس دريغ و تاثر برجاي گذاشت . سوالهايي كه پس از انتشار خبر درگذشت او ، درباره كارش، آثارش و ... بارها و بارها شنيديم يا پرسيديم را به خاطر داريم . شايد اكنون بتوان مدعي شد مردمي كه شعر و شعراي خود را در بمباران بيامان امواج مغناطيسي از ياد برده بودهاند ، كمي به خاطر آوردند آنچه را كه بسيار دارند و از آن، چه بسيار و ناباورانه غافل هستند .
همين كه تا اينجاي نوشته را دنبال كردهايد به احتمال زياد يعني اينكه روش نگارنده براي جلب توجه شما براي رسيدن به هدفش از اينگونه آغاز كردن نوشتهي خود جواب داده است . ميتوانيد تعجب كنيد يا ناراحت شويد اما بهتان برنخورد . شايد نكته مورد نظر از اين شيوه جلب توجه، آنقدر مظلوم واقع شده كه به اين روش البته غير منصفانه و البته گاه مرسوم متوسل شدم . كلاهتان را قاضي كنيد و بگوييد اگر از همان ابتداي مطلب گفته ميشد كه قرار است درباره شعر و شاعري بنويسم و تيترم را هم از آن موضوع انتخاب ميكردم ، جايي كه الان هستيد، بوديد يا در نوشته و صفحات ديگر ؟! . سالروز درگذشت قيصر امين پور هم رسيد . ميدانيد كه بود؟ . ترانه زيباي نيلوفرانه كه عليرضا افتخاري عزيز خوانده را كه حتما شنيدهايد . ميدانيد ترانه سرايش كه بود؟!. حالا ديديد؟! . چرا امروز مردم سرزميني كه بخش عمدهاي از بزرگي و افتخار خود در دنيا را مديون شعرا و شعر و ادب خود است ، اينگونه با آن بيگانه است كه شعرا و ترانه سرايان خود را فقط بايد به واسطه شهرت و محبوبيت خوانندهاي كه آن را خوانده و يا از تيتراژ پاياني سريالهاي تلويزيوني بشناسد . ملتي كه مولانا و حافظ و سعدي و... را به خوبي به خاطر مياورد و ميشناسد، آيا هيچگاه به اين نكته فكر كرده است كه وضعيت امروز بناي استواري كه آن بزرگان در اين سرزمين برجاي نهادند اكنون در چه وضعيتي است . ميراث داران امروز شعر ما چه كساني هستند. اگر از شعراي معاصر از شما بپرسند ، آيا به جز نيما يوشيج و سهراب سپهري احتمالا پروين اعتصامي - كه باز هم بزرگاني متعلق به گذشته نزديك هستند - شاعر يا شاعرهاي را به خاطر مياوريد. آيا هيچگاه شده است كه شعري از آنان را خوانده و يا شنيده و به خاطر سپرده باشيد؟! . در وضعيتي كه اغلب اوقات خود را لبريز كردهايم از تماشاي سريالهاي تلويزيوني و شنيدن موسيقي از گوشي موبايل و در موارد بسيار خاص رفتن به تئاتر، كنسرت موسيقي، سينما و ... ، آيا ميدانيم كه اتفاقا تنها بخشي از حوزه فرهنگ كه همراه شدن با آن نياز به هيچ گونه ابزار و وسيلهاي ندارد، در هرمكان و وضعيتي قابل دسترسي است و حتي از بعد حفظ سلامتي جسمي و نه فقط روحي خود و فرزندانمان بدون هيچ گونه ناراحتي از عوارض ناگزير بينايي، شنيداري ناشي از استفاده از آن در گذر از سالها، ميتوانيم از آن نه تنها بياموزيم كه بسيار بيشتر لذت ببريم و كسب روحيه كنيم ، هماني است كه بيش از هر يك از هنرها از ماست و ما بيش از تمامي آنها با آن بيگانه؟! . درگذشت بزرگ شاعري چون قيصر امين پور اگرچه ضايعهاي بسيار دردناك براي شعر و فرهنگ ايران بود اما به طور حتم بركتي بسيار نيز از خود به جاي گذارد . چراكه شايد از معدود دفعاتي بود كه فرد درگذشته، چهرهاي سينمايي يا تلويزيوني نيست اما كنجكاوي افراد بيشتري درباره خود، كه خود او ، همانا شعر ماست را برانگيخت و سپس دريغ و تاثر برجاي گذاشت . سوالهايي كه پس از انتشار خبر درگذشت او ، درباره كارش، آثارش و ... بارها و بارها شنيديم يا پرسيديم را به خاطر داريم . شايد اكنون بتوان مدعي شد مردمي كه شعر و شعراي خود را در بمباران بيامان امواج مغناطيسي از ياد برده بودهاند ، كمي به خاطر آوردند آنچه را كه بسيار دارند و از آن، چه بسيار و ناباورانه غافل هستند .
+ نوشته شده توسط امید شریف موسوی در چهارشنبه 9 مرداد1387 و ساعت
21:54 |
