به اين نوع بيان من راوي هم مي گويند .بعضي به آن حديث نفس هم گفته اند .من راوي نميتواند از خودش بيرون بيايد و فقط از درون خودش مي تواند وقايع را براي ما باز گويد .
2- داناي كل مطلق:
در اين نوع بيان نويسنده از ديد يك شخص مطلع و آگاه از همه چيز و همه كس صحبت ميكندودر وا قع مثل شبه خداست .هيچ نكته اي از درون و بيرون قهرمانان يا مكانهاي وقوع حوادث بر او پوشيده نيست . تقريبا همه داستانهاي قديمي با اين شيوه بيان شده اند . به كار بردن ضمير سوم شخص براي همه قهرمانان داستان
از ويژگيهاي اين زاويه ديد است . در اين شيوه بيان نويسنده خود جزء شخصيتهاي داستان نيست .
3-داناي كل محدود:
در اين نوع بيان نويسنده فقط از درون يكي از شخصيتهاي داستانش مطلع است و بقيه تا زماني كه خودشان به زبان نيايند و رو نكنند ، نويسنده نمي فهمد كه چه احساسي دارند .در اين شيوه نويسنده دور بين خود را پشت چشم يكي از قهرمانان قرار مي دهد و از دريچه چشم او نگاه مي كند .
4-يادداشت روزانه:
يكي از شيوه هاي داستان نويسي نوشتن خاطرات روزانه است كه در صورت ظاهر خاطرات است ولي وقتي آن را مي خوانيم داستان كاملي را خوانده ايم .چون همه عناصر ذاستان در آن وجود دارند . اين روش يكي از آسانترين شيوه هاي داستان نويسي است .
5-نامه نگاري:
گاهي دو يا سه نفر يا بيشتر به وسيله نامه مطالبي را به هم منتقل مي كنند و اين نامه ها به صورت يك داستان به خواننده منتقل مي شوند . البته اين شيوه زياد جذابيت ندارد و روشي تنبلانه براي يك نويسنده است
از محمدرضا سرشار

