تبليغاتX
قصه - قصه ای دیگر از آلکاتراز، در فیلم "قتل عمد"
پیروزی. این کلمه همه آن چیزی بود که فیلم قتل عمد برای تصویر کردنش این در و آن در زده بود و البته چیز کمی هم نیست!. قتل عمد عنوان فیلمیه که دیشب تماشا کردم. فیلمی که کریستین اسلیتر و گری اولدمن رو تو خودش داشت. قصه ای دیگه از آلکاتراز. همون زندان مخوفی که تا به حال بارها و بارها ازش فیلم ساخته شده. جایی که روزی زندان آل کاپون بوده و حالا آنطور که میگن، موزه است. جوانی به نام هنری یانگ  با بازی اسلیتر به خاطر دزدیدن پنج پوند به زندان می افته . اونهم آلکاتراز. خواهرش رو هم به یه پرورشگاه میفرستن. هنری هم بعد از مدتی توی زندان بودن با چند نفر دیگه دست به فرار میزنه اما اونا گیر می افتن و همدستش لو میده که این نقشه هنری بود . اونجاست که رییس زندان با بازی گری اولدمن و با هیباتی که آدم رو یاد نازی ها میندازه وارد قضیه میشه و نتیجه اون سه سال حبس توی گودال(زندان انفرادی) برای هنریه. در حالیکه طبق قوانین ایالتی یه زندانی رو میشه فقط ۱۹ روز تو گودال نگه داشت. تازه قضه به همینجا ختم نمیشه و رییس زندان حتی قوزک پای اونرو با تیغ میشکافه و برا همیشه لنگش میکنه و وقتی بعد از ۳ سال از گودال بیرون میاد و در حالتی نامتعادل و به تحریک فردی که چهره اش نشون داده نمیشه اما میشه حدس زد از طرف کی کوک شده ، سر ناهار به رفیق آدم فروشش حمله میکنه و با دسته قاشق گلوش رو میشکافه و در نهایت محکوم به قتل عمد.                                 

 راوی این فیلم هم که تا به حال قصه رو از زبان او و البته همره با تصاویر فیلم شنیده ایم کسی نیست جز وکیل جوانی که به عنوان وکیل تسخیری از سوی دادگاه برای این پرونده که همه چیزش مشخصه و حکم اعدام توسط اتاق گاز برای هنری با وجود ۲۰۰ شاهد کاملا بدیهیه از اینجا وارد قصه میشه و در حالیکه از طرف افراد مختلف حتی برادرش تحقیر،تطمیع و تهدید میشه پس از متقاعد کردن هنری مبارزه ای را تا پیروزی و تبرئه هنری شروع میکنه و در حالیکه پس از دردسرهای بسیار موفق به این امر میشه و دادگاه میپذیره که مقصر آلکاتراز و شرایط غیر انسانی اون در این قتل عمد بوده ،این هنریه که پیروزی رو رقم میزنه و وقتی به جای اعدام فقط برای تحمل چند سال زندان مجددا به آلکاتراز بازگردونده میشه با غرور تمام از این تلاش برای رسیدن به هدف و به زانو درآوردن رییس زندان ، فکر میکنه دیگه چیزی وجود نداره که بخواد بخاطرش این چند سال زندانی رو متحمل بشه بنابراین خودش رو میکشه و با خونش مینویسه پیروزی.       


+ نوشته شده توسط امید شریف موسوی در پنجشنبه 13 بهمن1384 و ساعت 0:22 |